یک مساله ای خیلی آزاردهنده است. تصور کنید فردی میان سال شده باشد. این فرد معتاد باشد به انواع و اقسام مواد افیونی، مشروب خور حرفه ای هم باشد، سیگار را هم نخ به نخ روشن کند، چشم چرانی هم بکند ،اهل روابط نامشروع هم باشد.
حالا این ها که خوبند! فکر کنید این آدم بدبخت هم باشد و ثروت های کلانی که به او به ارث رسیده را به باد داده باشد.یعنی نانی هم در سفره نداشته باشد. دروغ را هم لای نان بگذارد و بخورد و مثل بز دروغ بگوید. اهل دزدی و خیانت در امانت هم باشد. زشت و نامرتب هم باشد و اصولاً دشمن هر چه زیبایی و تناسب در عالم است،باشد.
همه ی این امتیازات را که دارد هیچ، ریاکار و مزدور هم باشد تا دلتان بخواهد سر بقیه کلاه بگذارد.حالا شاهزاده ی ما این وسط یه کارهایی هم کرده باشد، مثلاً یک لیسانس کشکی گرفته و یه دو سه کلام درس هم خوانده،بعضی وقت ها هم یک درصد ثروتش رو صرف سازندگی و سرمایه گذاری کرده باشد.
حالا تصور کنید چنین موجودی دائماً از خودش تعریف کنه،هی برای خودش دست بزنه،هی برای خودش القاب درست کنه،چه حالی به آدم دست می ده؟ حکایت عجیبی است،ولی از این تیپ آدم ها و مجموعه ها کم نیستند. واقعاً تحملشان خیلی سخت است. خیلی سخته که هرروز در برابر این تیپ ها قرار بگیری و مجبور باشی اراجیف آن ها را گوش کنی و برای لاف زنی هایشان انگشت حیرت در دهان فرو بری.
این آدمه که گفتم یک میکروفون خیلی خفن هم داره که هرروز صبح که از خواب غفلت بیدار می شه در اون می خوانه و گوش فلک را کر می کنه که من بسیار انسان قوی و خوبی ام و بیایید به من بپیوندید تا رستگار شوید. تازه اذیت هم می کنه،یعنی اگر به او نپیوندید، کتکتان می زنه اگر باز مقاومت کنید که معلوم نیست چه بلایی سرتان می آورد.
خدا کنه هیچ وقت گیر این آدم ها (...) نیفتید،خیلی زور داره که آدم صبح تا شام مدح حماقت و خرابکاری بشنوه و تازه یک سری ابله هم برای اون آدم نادان هورا بکشند، البته هورا ها (!) یا از روی نادانی است یا برای مزدوری، اما به هر حال گوشخراش هستند و تحملشان دشوار.
نظرات ()
نظرات ()