آخرین تمنا

نوشته های دست بسته من

نود سیاسی: از رویا تا واقعیت
نویسنده : سکوت - ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۸
 

بیش از ده سال است که دوشنبه شب ها برنامه ی جذاب و پر مخاطب نود پخش می شود.برنامه ای متفاوت که پخش مستمر آن از صدا و سیما جای حیرت و تعجب بسیار دارد.در رسانه ای که احمق دانستن مخاطب،بدیهی ترین پیش فرض پذیرفته شده در ساخت برنامه های مختلف است،ارائه ی برنامه ای با سبک نود در نوع خود،جالب توجه است.هر چند در طول حدود 10 سالی که از عمر نود می گذرد،سنگ اندازی هایی صورت گرفت،به خصوص در 4 سال اخیر،به دفعات مشکلات جدی برای این برنامه به وجود آمده که ناشی از روحیه ی نقد ناپذیری دولت نهم در عرصه های گوناگون،از جمله در عرصه ی ورزش است.نود،به جرات تنها برنامه ی صداوسیماست که به شعور مخاطب احترام می گذارد.مجری برنامه – که نماینده ی طبقه ی نخبه ی جامعه ی ایرانی است- با هوش و ذکاوت بالای خود،مخاطبان را به عنوان داور نهایی و اصلی در هر بحث و مناظره در نظر می گیرد و قضاوت نهایی را به عهده ی آن ها می سپرد.نود تمرین دموکراسی در داخل یک ساختار خشک،مستبد و اتوکراتیک است،به واقع،گل مرداب رسانه ی ملی است.

نود،پاسخگویی و شفافیت را به عنوان دو اصل مهم پیگیری می کند.در واقع می توان شعار "دانستن حق مردم است"را جوهر همه ی برنامه های نود از آغاز تا به امروز دانست.عادل فردوسی پور به معنای واقعی عادل است و توانسته در طول یک دهه ای که از عمر برنامه اش می گذرد،خود را عملاً به این صفت والای اخلاقی (عدالت و انصاف)مزین کند وفصلی نوین در تاریخ رسانه های تصویری در حوزه ی ورزش ایران رقم بزند.به دلیل وجود مخاطبان چند میلیونی نود،اقتدارگرایان نتوانستند مانع از پخش این برنامه شوند.

در این بین،آنچه بیش از پیش باید به آن پرداخت،نیاز به ساخت برنامه های مشابه در حوزه های فرهنگ،اجتماع و سیاست است.این امر البته بیشتر به آرزو می ماند چرا که پاسخگویی،شفافیت و انصاف و بی طرفی،همگی خط قرمز های صداوسیماست و سال هاست که این صفات متعالی از این نهاد رخت بربسته اند.مرور بخش های مختلف خبری،تحلیل های سیاسی،اجتماعی و فرهنگی و ...صداوسیما نشان می دهد که این رسانه،نه تنها ملی نیست،بلکه رسانه ایست در ید اختیار گروه های نظامی خاص که در بهترین حالت،بازتاب دهنده ی نظرات بیست درصد از مردم ایران می باشد.آنچه به عنوان "مردم"در این رسانه منظور است،همان بیست درصد است و دیگران اصولاً نقشی در این رسانه ندارند.عدم تمایل به ساخت برنامه هایی مشابه نود،ناشی از این واقعیت است که اصولاً اقتدارگرایان در فضای بسته بهتر به فعالیت های خود می پردازند.به علاوه،بسیاری از محافظه کاران،اصولاً مردم را گروهی ساده لوح که به آسانی تحت تاثیر قرار می گیرند،می دانند و بنابراین زحمت چندانی برای ساخت برنامه های پر مغز برای این عده ی ساده لوح را تقبل نمی کنند.اما به راستی چه عیبی دارد که روزی در برنامه ای سیاسی با سبک نود،افراد با نظرات و گرایش های مختلف حضور پیدا کنند و به بیان آرا و دیدگاه های متفاوت و حتی متعارض خود بپردازند؟حتی می توان در موارد اختلاف جناح های سیاسی،رای گیری هایی در قالب پیام کوتاه انجام داد و نظر مردم را در این موارد جویا شد.(بدون آنکه این موضوع بخواهد یا بتواند بار حقوقی داشته باشد).

به عنوان نمونه ای بسیار روشن،درجریان همین انتخابات خرداد 88 و مسائل پس ازآن،چه عیبی دارد که نمایندگان کاندیداها یا خود آن ها در حضور یک مجری بی طرف و با وقت برابر،در مورد موضوعات مورد اختلاف به بحث بنشینند و به تضارب آرا و دیدگاه های خود بپردازند و در نهایت هم قضاوت را به مردم بسپارند.چرا باید صداوسیما تریبون یک اقلیت تندرو باشد و دیگران هیچ سهمی ازآن در بیان دیدگاه های خود نداشته باشند؟مگر آقاین ادعای طرفداری 63 درصدی مردم ازخود را ندارند؟مگر نمی گویند که سخنان و مواضع ما با فطرت بشری سازگار است؟مگر نمی گویند اکثریت در انتخابات به کاندیدای ما رای داد؟پس چه ترسی از ارائه ی این مناظرات از صداوسیما به صورت آزاد دارند؟مگر برگزاری مناظرات آزاد قبل از انتخابات منجر به انتخاب آگاهانه ی ملت نشد؟جای نگرانی نیست،آن هایی که 63 درصد طرفدار دارند،در هر حال رای غالب خود را حفظ می کنند،پس چرا این همه از پاسخگویی و مناظره فرار می کنند؟

سوالی دیگر:اصلاً به فرض که نتایج انتخابات را قبول کنیم،مگر نام این رسانه،"رسانه ملی"نیست؟آیا 37 درصدی که به شما و تفکر شما رای ندادند،جزئی از این ملت نیستند؟آیا جنبش سبز متعلق به این ملت نیست؟بماند که اصل این درصدها و آمارها مورد مناقشه ی جدی است،چه اینکه اگرگروهی اکثریت 63 درصدی دارد،چرا بر سر هر مراسمی ،این چنین دست به دامن تهدید و چماق و بگیر و ببند می شود؟مدام ادعا می کنند که مردم رای دهنده به موسوی و کروبی از آن ها بریده اند،نشانه اش هم آن است که مانند ایام پس از انتخابات به خیابان ها نمی آیند.بسیار خوب!اگر این ها اینقدر قلیل و محدودند،چرا از دادن تریبون به آن ها در رسانه ی به اصطلاح ملی اینقدر هراس دارید؟بگذارید این اقلیت رو به افول هم حرف ها و افکارش را مطرح کند.به اندازه ی 37 درصد کل وقت،متعلق به جریان مخالف شماست،نصف آن را هم بدهید،کافی است. به صرف ادعا که نمی توان حرفی را ثابت کرد،بعد هم چماق دست گرفت و گفت هرکس که با من مخالف است فریب خورده دشمن است و اغتشاشگر و باید کتک بخورد و زندان برود.هرکسی ادعا می کند.ادعا آسان است،اما اثبات ادعا باید در فضایی آزاد و با شرکت همه ی اندیشه ها صورت گیرد.اینجاست که ضرورت ساخت برنامه ای مانند نود در حوزه ی سیاست بسیار احساس می شود.برنامه ای که تضارب آرا را قدر نهد و به همگان (نه تنها نمایندگان دو جناح اصلی حاکمیت) فرصت ابراز نظر دهد و در انتها قضاوت را به مردم بسپارد.برنامه ای که البته ساخت آن در چارچوب شرایط فعلی،بیشتر به رویایی زیبا می ماند تا واقعیتی انکار ناپذیر.


 
comment نظرات ()