آخرین تمنا

نوشته های دست بسته من

برای سالی که از یاد نخواهم برد...
نویسنده : سکوت - ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ اسفند ۱۳۸۸
 

88 هم گذشت و نفس های دهه ی هشتاد هجری خورشیدی را بیش از پیش به شمارش انداخت.حقاً برای من سال مهم و پر افت و خیزی بود.چه آنکه در این سال،رویدادهای مهمی را از سر گذراندم.اتفاقاتی که هر کدام در نوع خود،دریچه ی نوینی را پیش روی من گشود و افق های جدیدی را یرایم نمایان ساخت.فی الواقع،در هر فصل از این سال عجیب و طولانی،تجربه های گران سنگی در عرصه ی زندگی فردی و اجتماعی به دست آوردم.

در زندگی فردی خود،با قاطعیت می گویم که مهم ترین سال زندگی ام در طول همه ی عمر را از سر گذراندم و همین نظر را به طور حتمی در مورد زندگی اجتماعی خویش نیز دارم.

بهار امسال،برای من یادآور سفر به شهرستان زیبای اردبیل و گذر از گردنه ی بسیار زیبای حیران بود که این مسافرت،تجربه ای بسیار مهم برایم بود.در همان ایام بود که فضای رقابت های انتخاباتی بسیار گرم شده بود و اندک اندک تردیدها از روی فکر و اندیشه ی دوستان رخت می بست و همگان تصمیم به شرکت در آن اتفاق مهم را می گرفتند.موج عشق و شور و شعور را می شد در تک تک روزهای خرداد سبز امسال حس کرد،البته تا قبل از روز واقعه.خرداد سبز امسال،اما با بی تدبیری و خشونت حاکمان،رنگ دیگری به خود گرفت و فرصت بزرگ حکومت برای پالایش و آرایش خود،تبدیل به بزرگترین تهدید در همه ی دوران های حیات آن گشت.تهدیدی که همچنان ادامه دارد و دیر یا زود،تبعات خود را بر حاکمان تحمیل خواهد کرد.باری...

اوایل تابستان امسال،پایان نامه را دفاع کردم و موقتاً با نیمکت و مدادها و کتاب هایم وداع نمودم.تجربه های 7 سال حضورم در دانشگاه ملی ایران،همواره با من خواهند بود.چه روز اول،که دست در دستان دوست و فامیل عزیز و قدیمی ام،پا به این دانشگاه گذاشتم و مبهوت بزرگی و زیبایی آن شدم و چه روزهای آخر آن،که تکراری ملال آور را تجربه می کردم.من ولی هرگز شب های سپید پوشی این دانشگاه سبز وطن را از یاد نخواهم برد و همواره آرزوی بازگشت به خاک پاک این دانشگاه را در دل حفظ خواهم کرد.اگرچه در 4 سال گذشته،گرد تحجر و کوته فکری بر تکه تکه ی این خاک پراکندند،ولی بنای 50 ساله را تند باد ناچیزی از پای نخواهد افکند و نیم قرن حضور بزرگمردانی تاریخ ساز از این مرز و بوم در این محیط،اجازه ی تسلط باطل اندیشان کوته بین را نخواهد داد.

پائیز 88،فصل وداع با زندگی مجردی  و آغاز زندگی مشترک بود.زندگی ای که آرزو دارم در پرتو پشتکار بلند،توکل متعالی و برنامه ریزی واقع بینانه،با استواری و سلامت و سعادت به پیش رود.همواره می دانم که 4 چیز در زندگی به انسان دید می دهد:ازدواج،دانشگاه،کار و سربازی.هیچ یک را نمی توان نادیده گرفت.هر کدام برای انسان،دریچه ی مجزا و متفاوتی را می گشایند که قابل چشم پوشی کردن نیست.اگر در دوران تحصیل در دانشگاه،دریچه ای از طبقات بالاتر اجتماعی به روی دید انسان گشوده می شود،در ایام خدمت سربازی(آموزشی)،دریچه ای از لایه های زیرین اجتماعی ،پیش دیدگان انسان به نمایش گذاشته می شود.لایه هایی که فرصت درک و لمس آن ها کمتر برای بچه های طبقات متوسط و بالا،پیش آمده است.دورانی که انسان را محکم تر می کند و او را مجبور می کند که در برابر عقده گشایی های برخی انسان های حقیر،سر تسلیم و تعظیم فرود آورد و چند صباحی شمشیر زبان را در برابر حماقت ها و کاستی ها و جهالت ها ،به نیام صبر کشد و ببیند و دم بر نیاورد.آری،دردوران سربازی است که می فهمی درون همان محیط پادشاهی کوران،می توان شاهزادگانی ستاره نشان را نیز دریافت،که در میان خیل از همه جا واماندگان،می درخشند و به تو بسیار می آموزند،بر سر کبر،غرور و سرسنگینی ات می کوبند و تو را اندکی از اوهام خود ساخته ات به دور می کنند.به هر حال،دوران عجیبی است که باید از سر گذراند و آن را به مثابه ی فرصتی برای آموختن نگریست.

به هر روی،سال 88 هم به پایان رسید.خدای مهربانم را هزاران بار سپاس می گویم به خاطر همه ی آنچه که علیرغم بی کفایتی ام به من عطا فرمود.در این آخرین روز سال،کودک گونه دست های نیاز خود را به سوی درگاه متعالی اش دراز می کنم و آخرین تمنای این سال را رهسپار دیار بی نیازی اش می کنم،باشد که نظر عنایتش را شامل حال همه ی ما گرداند،پروردگار زیبای من...پدر،مادر،همسر،فامیل،دوستان و آشنایانم را در پرتو عنایات عام و خاص خود حفظ بفرما.همه ی رفتگان ما،به خصوص شهدای مشروطه،انقلاب،جنگ و جنبش آزادی خواهانه ی ملت ایران را بیامرز.به همه ی بیماران جسمی و روحی – روانی شفای زودرس اعطا بفرما.به همه ی یتیمان،فقیران و عزیز از دست دادگان،صبر،استقامت و یاری مادی و معنوی اعطا بفرما.همه ی ما را عاقبت به خیر گردان،در دنیا سربلندی و سلامت و عزت،در آخرت،بهشت جاویدان و رهایی از آتش جهنم و در روز حتمی حساب،سربلندی و عزت را نصیب همه ی ما گردان.خدای مهربان من،مرا اسباب انتقال خیر و برکت در عالم گردان،و دانایی،زیبایی و نیکویی را زینتم قرار ده و مرا از پستی ها و شیطان صفتی ها دور و رها بگردان.خدای خوبم،مرا همنشین انسان های پاک و پرهیزگار گردان،مصیبت،بلا و بدبختی را از سر این شهر و دیار دور گردان.زیبای من،ستم کاران و فرعون پیشگان مستبد را به سزای اعمال ننگین خود برسان و دکان های ریا کاری و تزویر را رسوا و نابود بگردان و ما را از استبداد و ستم پیشگی،یه هر نام و با هر نشان،آزاد و آسوده بگردان.آمین ای پروردگار نازنین.


 
comment نظرات ()