نویسنده :
سکوت - ساعت ۱٠:۳٩ ق.ظ روز سهشنبه ۳ اسفند ۱۳۸٩
نویسنده :
سکوت - ساعت ٩:٥٦ ق.ظ روز شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٩
دی ماه است،اما بوی مرداد می آید همی
نویسنده :
سکوت - ساعت ۸:٢۳ ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٩
یک مساله ای خیلی آزاردهنده است. تصور کنید فردی میان سال شده باشد. این فرد معتاد باشد به انواع و اقسام مواد افیونی، مشروب خور حرفه ای هم باشد، سیگار را هم نخ به نخ روشن کند، چشم چرانی هم بکند ،اهل روابط نامشروع هم باشد.
حالا این ها که خوبند! فکر کنید این آدم بدبخت هم باشد و ثروت های کلانی که به او به ارث رسیده را به باد داده باشد.یعنی نانی هم در سفره نداشته باشد. دروغ را هم لای نان بگذارد و بخورد و مثل بز دروغ بگوید. اهل دزدی و خیانت در امانت هم باشد. زشت و نامرتب هم باشد و اصولاً دشمن هر چه زیبایی و تناسب در عالم است،باشد.
همه ی این امتیازات را که دارد هیچ، ریاکار و مزدور هم باشد تا دلتان بخواهد سر بقیه کلاه بگذارد.حالا شاهزاده ی ما این وسط یه کارهایی هم کرده باشد، مثلاً یک لیسانس کشکی گرفته و یه دو سه کلام درس هم خوانده،بعضی وقت ها هم یک درصد ثروتش رو صرف سازندگی و سرمایه گذاری کرده باشد.
حالا تصور کنید چنین موجودی دائماً از خودش تعریف کنه،هی برای خودش دست بزنه،هی برای خودش القاب درست کنه،چه حالی به آدم دست می ده؟ حکایت عجیبی است،ولی از این تیپ آدم ها و مجموعه ها کم نیستند. واقعاً تحملشان خیلی سخت است. خیلی سخته که هرروز در برابر این تیپ ها قرار بگیری و مجبور باشی اراجیف آن ها را گوش کنی و برای لاف زنی هایشان انگشت حیرت در دهان فرو بری.
این آدمه که گفتم یک میکروفون خیلی خفن هم داره که هرروز صبح که از خواب غفلت بیدار می شه در اون می خوانه و گوش فلک را کر می کنه که من بسیار انسان قوی و خوبی ام و بیایید به من بپیوندید تا رستگار شوید. تازه اذیت هم می کنه،یعنی اگر به او نپیوندید، کتکتان می زنه اگر باز مقاومت کنید که معلوم نیست چه بلایی سرتان می آورد.
خدا کنه هیچ وقت گیر این آدم ها (...) نیفتید،خیلی زور داره که آدم صبح تا شام مدح حماقت و خرابکاری بشنوه و تازه یک سری ابله هم برای اون آدم نادان هورا بکشند، البته هورا ها (!) یا از روی نادانی است یا برای مزدوری، اما به هر حال گوشخراش هستند و تحملشان دشوار.
نویسنده :
سکوت - ساعت ۱:٤۳ ب.ظ روز چهارشنبه ٧ مهر ۱۳۸٩
نویسنده :
سکوت - ساعت ۸:٢۱ ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٩
به دنبال چالشی سخت و جذاب هستم،برایم دعا کنید تا در این راه،آرامش را فدای پیشرفت نکنم و به کاهلی و تن پروری تن در ندهم.از همه ی دوستان عزیزم می خواهم که برایم دعا کنند.
چند وقتی است کمتر می نویسم.احساس می کنم که چند صباحی است قلمم نمی چرخد،ولی این را می گذارم حمل بر آنکه در میانه ی راهی هستم که از من انرژی زیادی می گیرد.به جز این،چون در این شرایط نمی توانم حرف ها و دردهای اجتماعی و نگرانی های شبه سیاسی خودم را بیان کنم،ترجیح می دهم کمتر بنویسم.در این ایام شاید سخت ترین کار نوشتن باشد،آن هم نوشتنی که به هیچ جای کسی برنخورد.
برایم دعا کنید،پس از مدت ها قصد قدم گذاشتن در راهی پر پیچ و خم را دارم.
برای همه بهترین آرزوها را دارم.آرزو می کنم روزی بتوانم باز برای خاطر دل خسته ی خود کمی راحت و بی ترس بنویسم.به امید فردای بهتر برای ایران بزرگ،به امید روزهای روشن تر،آینده ای درخشان تر و کشوری آزاد و آباد.
نویسنده :
سکوت - ساعت ۸:۱٢ ق.ظ روز چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٩

وقتی کلام حق گفته شود،مدعیان با همه ی امکانات و رسانه های خود رسوا می شوند.درود بر استاد محمد رضا شجریان که در کنار مردم بودن را به مواهب هم نشینی با اصحاب قدرت ترجیح داد.
همین چند وقت پیش تفاوت استاد را با خواننده ی دیگر دیدیم که چه گونه با ....برخورد کرد.
آری...گذشتن از دنیا و طرفداری از حق و حقیقت سخت است ،اما راز ماندگاری اهل علم و هنر و فرهنگ همین در کنار مردم ماندن است.
خوشحالم که در جبهه ی قدرت سخت نارضایتی از میزان محبوبیت استاد در میان مردم وجود دارد.درود بر همه ی پیروان راه آزادی.
نویسنده :
سکوت - ساعت ۸:٠۸ ق.ظ روز شنبه ۳٠ امرداد ۱۳۸٩

حیف از اینکه بزرگترین فرصت برای تبدیل ایران به یک کشور دموکراتیک و آباد با خیانت شاه و ارتش او و دخالت انگلیس و آمریکا و لج بازی های بخشی از روحانیت و برخی اشتباه های دکتر مصدق از دست رفت.دریغ...
نویسنده :
سکوت - ساعت ٧:٤٢ ق.ظ روز شنبه ۳٠ امرداد ۱۳۸٩
← صفحه بعد